تبليغاتX
ائل بان

ائل بان

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه

 
 
About Me

هركس بد ما به خلق گويدماديده به بدنمي خراشيم
مانيكي او به خلق گوييم تا هردو دروغ گفته باشيم
( تنهاترين ساحل نشين اشك )
علي

My Blog
My Archive
My Categories

Daily Links
Friends Link

Template By

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنین
 
 
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
حکایت 5

                                                     «قرض خدا»

زنی می خواست در ماه شعبان پارچه ای نسیه بخرد به وعدهُ رمضان بزاز گفت: می ترسم خلف وعده کنی زن گفت :قسم به مُهری که بر دهان من است خلف وعده نکنم .بزاز پرسید :کدام مهر؟زن گفت:قضای رمضان پارسال را روزه دارم !بزاز گفت :تو که قرض خدا را ۱۱ماه نگاه داشته ای پول مرا کی خواهی داد؟!!!

+ نوشته شده در  ساعت 21:17  توسط  (علي)  |   
 
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
حكايت 4

    « با خود مي بري»                                                            

 مردی شکم پرور سر در باغ انگوری کرده دید خرسی انگور می خورد، او نيز مشغول شد .نا گاه صاحب باغ پيدا شده ،چوبي بر گرفت وبه سراغ مرد آمد واوراكوفتن گرفت .مرد فرياد برآورد كه اي عزيز اگر موجب زدن ،انگور خوردنست خرس نيز انگور مي خورد و بيش از من ويراني مي كند .چونست كه به وي تعرض نمي كني ،صاحب باغ گفت:از آنجهت كه او سير مي خورد و مي رود وتوسير مي خوري وباقي را با خود مي بري.؟؟!!

+ نوشته شده در  ساعت 18:6  توسط  (علي)  |   
 
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
حکایت 3

«امیرالمومنین علی(ع) خطاب به امام حسن (ع)»

فرزندم !چهار چیز را از من به یاد سپار وچهار چیز دیگر نیز ،كه چنانچه به آنها عمل نمايي ضرر نمي كني :با لا ترين برخورداري عقل است و بزگترين فقر ،حماقت وترسناكترين چيز خودپسندي وگرامي ترين حسب،خلق نيك است فرزندم !از دوستي با احمق برحذر باش!زيرا سودت را نيت،كندولي به تو زيان مي رساند واز دوستي بخيل روي گردان باش زيرا او چيزي را كه به شدت نيازمند آني به تو نمي دهد .ونابكار را دوست مگير كه به قيمت نا چيزي خرجت كند.واز دوستي دروغگو دوري كن كه به سراب ميماند كه دور را نزديك ونزديك را دور مي نمايد.

+ نوشته شده در  ساعت 17:55  توسط  (علي)  |   
 
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
حکایت2

                    «پینه دوزان امسال جملگی به زیارت کعبه رفته اند»

شاه عباس از وزیرش پرسید: امسال اوضاع اقتصادی کشور چگونه است؟وزیر گفت:الحمد الله به گونه ای است که تمام پینه دوزان توانسته اند به زیارت کعبه روند!! شاه عباس گفت :احمق نادان اوضاع مالی مردم خوب بود کفاشان می بایست به مکه می رفتند نه پینه دوزان چونکه توان اقتصادی ایشان به خرید کفش نمی رسد ناچار به تعمیرش میپردازند برسی کن و علت آنرا پیدا نما تا کار را اصلاح نمائیم!!!

+ نوشته شده در  ساعت 17:44  توسط  (علي)  |   
 
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
حکایت ها

                                                 «  مراحل ازدواج  »

گویند: پسری قصد ازدواج داشت پدرش گفت :بدان ازدواج سه مرحله دارد. مرحله اول ماه عسل است که در آن تو صحبت می کنی و زنت گوش می دهد .مرحله دوم او صحبت می کندوتو گوش می کنی اما مرحله سوم که خطرناکترین مراحل است وآن موقع  است که هر دو بلند بلند داد می کشیدوهمسایه ها گوش می دهند!!!

+ نوشته شده در  ساعت 17:3  توسط  (علي)  |   
 
 
www.j28.ir